X
تبلیغات
رایتل
من و خودم
روزی دوباره، امید دوباره برای ادامه ای بهتر، فبعزتک یا جمیل 
قالب وبلاگ

این مطلب رو تو یه مجله خوندم.جالبه:

یه نفر که یه آدم نکته سنجی بوده، یه تعبیر خیلی لطیف داشته که اسمش رو گذاشته بوده: منطق ماشین دودی، ازش می پرسن منطق ماشین دودی چیه؟جواب داده بوده که: من درسی را از قدیم آموخته ام و جامعه را روی منطق ماشین دودی میشناسم.

وقتی بچه بودم،منزلمان در حضرت عبدالعظیم بود. آن وقتها قطار راه آهن به صورت امروز نبودو فقط قطار تهران-شاه عبدالعظیم بوده.من می دیدم که وقتی قطار در ایستگاه است، بچه ها دورش جمع می شوند و به زبان حال می گویند:ببین چه موجود عجیبی است..! معلوم بود احترام و عظمتی برای آن قائل هستند.تا قطار ایستاده بود، با یک نطر تعظیم و تکریم و احترام و اعجاب به آن نگاه می کردند تا کم کم ساعت حرکت قطار می رسید و قطار راه می افتاد، همین که قطار راه می افتاد ، بچه ها می دویدند، سنگ بر می داشتند و به قطار حمله می کردند.من تعجب می کردم که اگر به این قطار باید سنگ زد، چرا وقتی که ایستاده یک ریگ کوچک هم به او نمی زنند و اگر باید برایش اعجاب قائل بود،اعجاب بیشتر وقتی است که حرکت می کند. این معما برایم بود تا زمانی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم.

دیدم این قانون کلی زندگی ما ایرانی هاست که هر چیزی و هر کسی تا زمانی که ساکن است، مورد احترام است. تا ساکت است مورد تعظیم و تجلیل است. اما همین که به راه افتاد و یک قدم برداشت،نه تنها کسی کمکش نمیکند،بلکه سنگ است که به طرف او پرتاب می شود و این نشانه یک جامعه مرده است. ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که متکلم هستند، نه ساکت، متحرکند، نه ساکن، با خبرند،نه بی خبرتر.

[ پنج‌شنبه 19 تیر 1393 ] [ 23:26 ] [ mahna ] [ نظرات (11) ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

مثل کبریت کشیدن در باد.. زندگی دشوار است! من خلاف جهت آب شنا کردن را مثل یک معجزه باور دارم... آخرین دانه کبریتم را .. می کشم در این باد... هرچه بادا باد....!
آمار سایت
تعداد بازدید ها: 9523

  • paper | سبزک | تبلیغات متنی